صفحه اصلی      اخبار      امر به معروف و نهی از منکر      تربیت و آموزش اسلامی      صوت      فیلم      نگارخانه      تحلیل هفته      فراخوان مقاله   
 
 
 
 
 
تربیت و آموزش اسلامی مقالات
انقلاب اسلامی وچالشها

یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی حوزه نمایندگی ولی فقیه درسپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا سخنرانی درمیان مدیران هیئات رزمندگان مراکز استانهای کشور داشته که به موضوع انقلاب اسلامی وچالشهای پیش روی اختصاص داشت .
 وقتي بحث چالش ها مطرح مي شود، بايد ديد اولاً چه چالش چيست؟ مي توان گفت چالش براي نظام جمهوري اسلامي در حوزه داخلي و خارجي به آن اموري گفته مي شود كه در مسير تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي و اهداف انقلاب اسلامي ايجاد مزاحمت مي كند، كه اگر اين چالش ها در حوزه هاي داخلي و خارجي به خوبي شناسايي نشود، فهم و درك نشود و با آن از راه هاي مناسب،‌ برنامه ها و سياست هاي مناسب برخورد نشود مي تواند تبديل به تهديد شود و شكنندگي ايجاد كند و ما را با مشكل مواجه كند، حال آيا نظام جمهوري اسلامي در حوزه هاي داخلي و خارجي اين چنين چالش هايي دارد؟ اگر دارد اين چالش ها چيست؟ و چگونه بايد با اين چالش ها مواجه شد و برخورد كرد، جمهوري اسلامي ايران امروزه در موقعيتي قرار دارد كه مي توان گفت با چالش هاي جدي مواجه است، يعني اين آرمان ها و اهداف انقلاب و سياست هايي كه نظام دارد، براي پيشبرد و تحقق آن هم در حوزه داخل و هم در حوزه خارج با چالش هاي جدي مواجه هست، اما اينكه اين جدي بودن آيا به معناي اين است كه به راحتي نمي توان عبور كرد؟ خير، مي توان عبور كرد، اما فهم و درك آن مهم است، چون چالش زماني مي تواند خطر ساز باشد كه درست فهم و درك نشود، جمهوري اسلامي ايران به اين دليل با چالش هاي جدي مواجه است كه چالش هاي جدي و اساسي را نظام سلطه در سطح جهان برايش ايجاد كرده است، يعني در واقع ما به يك چالش گر جدي براي نظام سلطه جهاني و نظام استكبار تبديل شده ايم، اساساً اين چالش ها به ظرفيت ها و قابليت هايي كه انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و ملت ايران داشته و تبديل به چالشگر جدي براي قدرت و نظام سلطه جهاني شده است، بر مي گردد و خود اين نشانه قوت و قدرت نظام و انقلاب اسلامي مي باشد، مقام معظم رهبري فرمودند: ملتي دشمن جدي دارد كه پويا باشد، تحرك داشته باشد، اگر پويايي و تحرك نباشد، دشمني هم نخواهد بود.
 از دو زاويه مي توان به انقلاب اسلامي نگاه كرد يكي از زاويه دروني و ديگر از زاويه بيروني، انقلاب هايي كه تا قبل از انقلاب اسلامي رخ داده اند، انقلاب هايي بودند با ماهيت سوسياليستي، ماركسيستي، به يك معنا اساساً‌ دين منشأ ايجاد تحول و دگرگوني در هيچ كدام نبود، چون طي حدود 300 يا 400 سال به گونه اي با دين معامله كرده بودند كه در دنيا به عنوان افيون توده ها شناخته مي شد، در آن زمان دو مكتب سوسياليسم و ليبرال دموكراسي وجود داشت. اين دو مكتب، دنيا را به دو اردوگاه شرق و غرب تقسيم كرده بودند، اما در اردوگاه شرق، ماهيت ديني و الهي همچنان حاكم بود، شرق و آسيا خاستگاه ظهور انبياست، خاستگاه اديان الهي است و براي همين است كه سوسياليسم بدون توجه به اين مقوله شكست و نابود شد. در حالي كه ماهيت غرب يك نوع برتر بيني است كه از قرن 15 به اين طرف شكل گرفته است، آنها به يك باوري مي رسند كه بشر دو نوع و دو گونه مي باشد، بشر غربي و بشر غير غربي، بشر غربي يك بشر فهيم، آگاه، بالغ و عاقل است، بشر غير غربي (شرقي) غير فهيم و غير بالغ است. چرا؟ چون بشر شرقي كه بشر الهي است و نگاه به آسمان وحي دارد مي گويد عقلش رشد نكرده و به بلوغ نرسيده، همواره احساس مي كند كه به يك عالم بيروني نياز دارد، اما بشر غربي، بشر خود اتكا، خود بنيان شده، خودش مي فهمد، خودش درك مي كند، اينها با انقلاب صنعتي و علمي دچار چنان غروري شدند كه خودشان را برتر ببينند و معتقد شوند به اينكه ما مديريت كنيم، اساساً در غرب نظام سلطه و استعمار با همين نگاه شكل گرفت و لشگر كشي ها و استثماركشي و استعمار گري با اين تفكر بوجود آمد.
 بعد از انقلاب اسلامي غربي ها با اين نگاه خصوصاً آمريكائي ها به اين نتيجه رسيدند كه براي مديريت جهان با چالش هايي مواجه شده اند و آن چالش بحث بيداري اسلامي است كه به دنبال انقلاب اسلامي به وجود آمده است و از طرفي به اين جمع بندي رسيدند كه اگر بخواهند دنيا را مديريت كنند بايد بر مهم ترين منطقه دنيا سلطه انحصاري داشته باشند، آن هم منطقه خاورميانه بود، اينجا دو مسئله به وجود مي آيد:
 1- اينكه آمريكائيها با نگاه اقتصادي و تسلط بر انرژي بايد بر خاورميانه مسلط شوند.
 2- در خاورميانه و آن هم در مهم ترين كشورش يعني ايران، انقلاب اسلامي رخ داده است و شعارها و آرمان ها و اهدافي دارد، از اينجاست كه بايد چالش هاي انقلاب اسلامي مورد بررسي و تحليل قرار گيرد. يعني درست است كه ما از همان بدو پيروزي انقلاب با چالش هايي مواجه بوديم، اما در دهه اخير با اين وضعيت مواجه شديم كه نظام سلطه جهاني كه با يك برنامه ريزي حداقل 200 ساله و آمريكائيها در 100 سال اخير به دنبال به دست گرفتن رهبري و سلطه بر جهان بودند و از رهگذر اين رهبري و سلطه، به دنبال بسط ارزش هاي ليبرال دموكراسي بودند، در اينجا انقلاب اسلامي پيروز شده، جمهوري اسلامي شكل گرفته و در برابر همه اين توطئه ها مقاومت و ايستادگي كرده است. آمريكائيها به اين جمع بندي رسيده اند كه بيداري اسلامي چالش اصلي آنها شده و از طرفي براي سلطه بر جهان بايد خاورميانه را در تصرف كامل داشته باشند، اين روند تا وقوع حادثه 11 سپتامبر ادامه يافت كه بعد از اين حادثه به اين طرف ما با يكسري چالش هاي جدي و اساسي مواجه شديم، آمريكائيها 11 سپتامبر را يا ايجاد كردند يا به عنوان يك فرصت تلقي كردند، چون در بحث 11 سپتامبر نگاه هاي متفاوتي وجود دارد، يك نگاه كه استنادات آن هم زياد مي باشد، اين است كه آمريكائيها 11 سپتامبر را ايجاد كردند، كما اينكه اين نگاه در بحث حوادث بمبئي هم وجود دارد كه كساني كه به دنبال مبارزه با تروريسم هستند و اين موارد را به عنوان اقدامات تروريستي بسيار خطرناك معرفي و مطرح مي كنند، خودشان به نوعي در اين قضايا سهم و نقش دارند، در سياست هاي ماكياوليستي اين مسائل به خوبي قابل فهم است كه آمريكائيها خودشان طراح حمله به برج هاي دوقلو باشند يا پشت صحنه حوادث بمبئي باشند، براي يك دستاوردهاي بزرگ و هم لشگر كشي و اشغال خاورميانه، لكن آمريكائيها با صراحت مي گويند مشكل اصلي ما جمهوري اسلامي ايران مي باشد، تصور آنها اين بوده كه اگر بتوانند با قدرت نمايي و استقرار در اطراف ايران و نشان دادن عزم و اراده جدي و برخورد با تروريسم، ايران را حامي تروريسم معرفي كنند و ايران را به عنوان كشوري كه دنبال سلاح هاي كشتار دسته جمعي مي باشد، معرفي كنند، فضايي ايجاد مي شود كه ايران هر لحظه احساس كند كه هر آن ممكن است دچار آسيب ها و خسارت هايي جدي شود و لذا تسليم مي شود و كوتاه مي آيد و با عزم و اراده غربي ها به گونه اي در هم ريخته مي شود كه با يك حمله مي توان به آن نتيجه نهايي رسيد، اما در اين سال ها اتفاقاتي افتاد كه در همه موارد به يك جمع بندي مي رسيم و آن هم اين است كه آمريكائيها در همه صحنه ها شكست خوردند، مقام معظم رهبري فرمودند: خاورميانه تبديل شده به نمايشگاهي از شكست هاي آمريكا، آن چيزي كه اتفاق افتاده نتيجه اين رويارويي مي باشد، يعني در واقع ما مي توانيم بگوئيم در اين شش يا هفت سال اخير مستقيم با نظام سلطه در حوزه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي روبرو شده ايم و طرف پيروز شكست هاي آمريكا، ايران مي باشد.
 دشمنان ما در سال هاي اخير حوادث زيادي بوجود آورده اند، اما امروزه اميدشان به اين است كه چالش هاي داخلي جمهوري اسلامي را از پاي درآورد، پس ما بايد چالش هاي خارجي را با نگاه به چالش هاي داخلي و چالش هاي داخلي را با نگاه به چالش هاي بيروني تجزيه و تحليل كنيم و به دنبال راهكار مقابله باشيم.
 چالش هاي داخلي آسيب پذيري هاي ما هستند، نقاط ضعف ما هستند، كه اينها اگر در امتداد چالش هاي بيروني و تهديدهاي بيروني قرار گيرند، مي تواند به تهديد داخلي تبديل شود، يكي از چالش هاي داخلي ما چالش هاي سياسي است، به اين معنا كه ما در درون كشور جريان هاي فكري–سياسي داريم كه اصول و اهداف مورد نظر آنها به گونه اي است كه با آرمان هاي انقلاب اسلامي همسو نيست، در حوزه مسائل سياسي، وقتي كه انقلاب، انقلاب اسلامي است، نظام، نظام ديني است، تفكر و جريان ملي گرايي چالش محسوب مي شود، تفكر روشنفكري غرب گرا چالش محسوب مي شود، تفكر التقاطي چالش مي شود، يعني در حوزه سياسي هر جريان فكري – سياسي كه اصول انقلاب، مباني انقلاب، آرمان هاي انقلاب و شعارهاي انقلاب را بر نتابد و حرف هاي ديگري داشته باشد، خود به خود نوعي مقابله شروع مي كند، ما امروزه بايد براي اينكه اين چالش ها ما را در حوزه سياسي با مشكل مواجه نكند، جريان شناسي سياسي قوي داشته باشيم. امروزه يكي از چالش هاي ما در حوزه سياسي اين است كه خود جريان اسلامي از درون دچار طيف بندي هايي شده كه برخي از طيف ها با پيشينه اسلامي، از مباني انقلاب و خط امام دچار زاويه هايي شده اند.
 امروزه برخي از جريان هاي سياسي، نگاهشان به مسائل، آرمان ها، اصول و مباني و اهداف انقلاب به گونه اي است كه دشمن بيروني ما چشم طمع به آنها دوخته است، آمريكا امروز حقيقتاً در موقعيتي قرار گرفته كه احساس مي كند انقلاب اسلامي همه آمال و آرزوهايش را بر باد داده است يعني وقتي كه دوران افول قدرت آمريكا فرا مي رسد، اين وضعيت را ناشي از سياست هاي انقلاب اسلامي و ايستادگي جمهوري اسلامي و بيداري اسلامي مي بينند، جمهوري اسلامي به كانون الهام بخش در جهان تبديل شده است، آمريكا احساس مي كند آن دوراني كه در رؤيا مي ديدند كه رهبري آمريكا تحقق پيدا مي كند به چالش كشيده شده است و چالشگر اصلي آن هم انقلاب اسلامي، مي باشد.
 چالش داخلي ديگر، چالش هاي اقتصادي مي باشد؛ امروزه ما در حوزه اقتصادي؛ بيكاري، فقر و محروميت، گراني، تورم و شكاف هاي طبقاتي داريم و اين وضعيت چالش نظام اسلامي است چرا؟ چون نظام اسلامي شعارش عدالت است، عدالتي كه مقام معظم رهبري فرمودند؛ اگر از جمهوري اسلامي شعار عدالت و عدالت را بگيرند، هيچ حرفي براي گفتن ندارد، يعني عدالت آن چنان براي نظام اسلامي واجد اهميت است كه اگر از آن گرفته شود هيچ ادعايي و حرفي براي گفتن ندارد.
 چالش هاي فرهنگي از ديگر چالش هاي داخلي مي باشند؛ تهاجم فرهنگي دشمن و ناتوي فرهنگي دشمن تهديد نرمي محسوب مي شود كه القاي آن قدرت نرم است و قدرت نرم امروزه ابزارش فراهم مي باشد چون عصر ارتباطات مي باشد، عصر تكنولوژي مي باشد.
 ناتوي فرهنگي را با اين نگاه بايد جدي گرفت، چرا كه ابزار دارد، زماني تهديد نرم ابزار نداشت، اما امروزه ابزار هاي تهديد نرم فراهم مي باشد آن جايي كه جريان هاي سياسي با آن نگاهي كه به آن اشاره شد، هستند مي توانند عامل اين ناتوي فرهنگي قرار بگيرند، امروزه فرقه سازي و استفاده از بسترهاي ديني مورد توجه و در دستور كار دشمن قرار گرفته است، بعد از مدتي نتيجه سرمايه گذاري دشمن در اين خصوص به وجود آمدن جريان هاي شيطان پرستي و امثالهم مي شود.
 چالش هاي سياسي – اجتماعي كه ماهيت اجتماعي دارند، از ديگر چالش هاي دروني نظام است.
 چالش هاي سياسي – امنيتي در مناطق قوميتي نيز چالش داخلي مي باشد؛ ما كشوري هستيم كثير القوم، اقوام يك واقعيتي در كشور ما هستند، اهل سنت يك واقعيتي در كشور مي باشد، جريان هاي سياسي – فكري كه يك پيشينه تاريخي در مناطق مختلف دارند باتوجه به اينكه در عمده اين مناطق قوميتي اهل سنت هم داريم، امروزه جريان وهابيت با سرمايه گذاري خارجي در كشور ما در حال رشد مي باشد.
 حال با وجود اين چالش هاي داخلي و با نگاه به چالش هاي بيروني و اينكه اين چالش هاي بيروني جدي هستند و براي نظام سلطه جنبه حيات و ممات دارد، ما بايد چه كاري انجام دهيم؟ ما اگر اين موقعيت را پيدا كرده ايم نبايد اين چالش هاي داخلي كوهي از مشكلات را در ذهن ما شكل دهد، اگر امروزه ايران قدرت اول منطقه شده، اگر ما وارد باشگاه قدرت جهاني شده ايم به خاطر توانمندي هايي است كه در داخل كشور وجود دارد.
 اساساً يك اصل در ميان صاحب نظران در روابط بين الملل و علوم سياسي وجود دارد كه سياست خارجي هر كشوري دنباله سياست داخلي آن كشور مي باشد، يك كشور كه قدرت نرم در منطقه مي شود يك كشوري كه در برابر تحريم هاي اقتصادي ايستادگي مي كند و تأثير نمي پذيرد و عقب نشيني نمي كند، قدرتي كه در برابر تهديد صريح و مستقيم نظامي دشمن ايستادگي مي كند، اينكه اسرائيل و آمريكا تا به امروز به ايران حمله نكرده اند، به خاطر استحكام، اقتدار و ثبات در داخل مي باشد.
 اما در مقابل چالش هاي داخلي و خارجي چه كار بايد بكنيم؟ دو ديدگاه در كشور وجود دارد، اين دو ديدگاه غير از ديدگاه جريان هاي ضد انقلاب مي باشد، امروزه در مجموعه نيروهاي كه سابقه انقلابي دارند دو نگاه ديده مي شود؛ يك نگاه اين است كه ما بايد در برابر اين فشارها ايستادگي كنيم، همان سياستي كه مقام معظم رهبري بارها و بارها بر روي آن تأكيد كرده اند، سياست ايستادگي و مقاومت مي باشد. در اين سي ساله بعد از پيروزي انقلاب همواره اين نگاه وجود داشته است كه دشمن توانمند است، دشمن قدرت دارد و ما بايد در برخي اصول و سياست هايمان تجديد نظر كنيم، اصلاحات در داخل كشور، راه خنثي سازي تهديدات و توطئه هاي دشمن است، اين نگاه ضعف بود، اما ما امروزه در آستانه دهه چهارم انقلاب هستيم، مقام معظم رهبري يك مهندسي براي دهه چهارم انجام داده اند كه اگر اين مهندسي اجرا گردد هم از چالش هاي داخلي به راحتي عبور مي كنيم و هم توانمندي ما در داخل با عبور از اين چالش ها و انسجام بيشتر و استحكام بيشتر، نهايتاً دشمن را وادار مي كند كه در برابر عظمت اين ملت تعظيم كند و به حقوق ملت احترام بگذارد، ايستادگي ما آنها را به اين نقطه مي رساند.
 شعاري كه مقام معظم رهبري براي دهه چهارم مطرح فرموده اند، شعار عدالت و پيشرفت به طور توأمان مي باشد، عدالتي كه ريشه در همان اصول و مباني انقلاب دارد، پيشرفتي كه ريشه در همان اصول و مباني انقلاب دارد، در اينجا بايد ديد كدام يك از جريان ها و گروههاي سياسي موجود اعتقاد راسخ به اين شعارها دارند و مي توانند اين شعارها را پياده سازند، مقام معظم رهبري فرمودند: امروز بهترين راه براي مبارزه با آمريكا، گره گشايي از مشكلات مردم مي باشد، يعني اگر مي خواهيد با آمريكا مبارزه كنيد راهش گره گشايي از مشكلات مردم مي باشد.

نویسنده:
تاریخ و زمان انتشار: 1389-5-7 3:06:23 هجري شمسي
مرجع:
نظر شما:
33 نظر - 2.94 از 5
ارسال:
 
عنوان محتوا  
نشانی صندوق پست الکترونیک  
متن نظر  
کد امنیتی = ۶ + ۲  

زندگینامه علما :
*
بهاء الدینی ، سید رضا
*وحید بهبهانی، محمد باقر
*بروجردی، سید حسین
*بحرالعلوم، سیدمحمد مهدی
آخرین مقالات :
*معرفت چیست؟
*معرفت شناسی
*حقیقت شناخت
*امکان شناخت
*امکان شناخت و فهم یقینی از دین
پرسش و پاسخ :
*به نظر شما 2012 به وقوع خواهد پیوست؟

اذان صبح  
طلوع آفتاب  
اذان ظهر  
غروب آفتاب  
اذان مغرب  
روز
ماه
شهر
به نظر شما کدام شیوه در زمینه امربه معروف ونهی ازمنکر بازخورد بهنری دارد؟






نمایش نتایج
فلسفه تعلیم و تربیت
بررسی روشهای تعلیم و تربیت پیامبران از نظر قرآن و احادیث
تربیت اخلاقی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام
پرخاشگری در کودکان و نحوه مدیریت آن
معلم رکن آموزش و پرورش
بررسي بعضي از مفاهيم روان‌شناسي اجتماعي از ديدگاه قرآن
فلسفه تربیتی اسلام
ب‍ررس‍ی‌ م‍ب‍ان‍ی‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ و ت‍رب‍ی‍ت‌ اس‍لام‍ی
بررسي عوامل مؤثر در جذب دانش‌اموزان به نماز
فعاليتهاي فرهنگي - تربيتي سازمان بسيج دانش آموزي

تبلیغات



© 1388